آموزه دانش فیشته، به مثابه بسط فلسفه اخلاق کانت و انقلاب فرانسه
دوره 11، شماره 2، اسفند 1399، صفحه 1-20
https://doi.org/10.30465/os.2021.37207.1745
محسن باقرزاده مشکی باف
چکیده فیشته در صدد تکوین نظام آموزه دانش خویش از دو عنصر نظری یعنی معنای خودآیینی در اندیشه کانت و همچنین عنصر عملی یعنی انقلاب فرانسه سود میجوید. در این راستا با تکمیل خودآیینی کانتی( با استفاده از تجربه انقلاب فرانسه) آن را توانا به نفود به حوزه ضرورت و جوهر خارجی میکند و از این طریق آزادی را به قدرتی فراتر از تصور کانت تبدیل میکند. در این راستا او با طرح دو نظریه کنش و شهود عقلانی، دوگسست بیسابقه با فلسفه کانت در دو ساحت تغییر نظریه نحوه شکلگیری تجربه و جابجایی خودآگاهی به جای آگاهی انجام میدهد. فیشته با این دو تغییر معنای جدیدی از ایدهآلیسم، واقعیت و سوبژکتیویته خلق میکند. این عناصر جدید در فلسفه فیشته نه تنها با ساخت دیالکتیکی میان انقلاب فرانسه و خودآیینی کانتی شکل میگیرد بلکه راه را برای نظریه آزادی و چگونگی بسط آن در انقلاب فرانسه را نیز کشف میکند. با این رویداد فیشته آموزه دانش خویش را از دوسر سقوط مواجه خودآیینی با ضرورت و انقلاب با ترور رها میسازد.
تحلیل انتقادی سلوک معنوی مطرح شده در کتاب راز (فرضیه جذب)
دوره 12، شماره 2، اسفند 1400، صفحه 53-78
https://doi.org/10.30465/os.2022.39106.1785
سید علی سراج
چکیده به دنبال مبنا قرارگرفتن جریان مدرنیته و پارادایم پوزیتویسم در سطح زندگی بشری، بحرانهای اخلاقی در ابعاد مختلف، در دنیای غرب شکل گرفت. ازاینرو پایههای فکری ـ اندیشهای آن بهشدت از سوی مکاتب رقیب، نقد شد. برهمینمبنا سردمداران نظام سرمایهداری برای تحکیم پایههای معرفتی خود، با عنصری دیگر به نام عرفان در تثبیت نوع نگرش خود میکوشد که در ظاهر به دنبال دستیابی به آرامش ـ روحی روانی افراد است. داستان راز اثر راندا برن ازجمله آثار در این درونمایه است که در سالهای اخیر بسیار موردتوجه قرارگرفته است و طرفداران زیادی پیداکرده است. این اثر در روش و رویکرد خود بهنوعی سلوک عرفانی معتقد است که انسان با محوریت قراردادن تفکر و پشتکار، امید و آرزو، توجه به شعورمندی موجودات و عشق و خودشناسی، میتواند به همۀ آرزوها و خواستههای مادی خود دست یابد. در پژوهش حاضر با نگرش انتقادی به تطبیق درونمایههای این اثر با آثار عرفانی و تعلیمی فارسی پرداختهشده است. اجمالاً یافتههای تحقیق نشان میدهد اگرچه در ظاهر اثر، نوعی وجه مشترک با آثار عرفانی ادب فارسی مشاهده میشود، هدف و درونمایۀ اصلی اثر، به دلیل توجه صرف به مسائل مادی و خواستههای نفسانی انسان، در راستای اهداف نظام سرمایهداری بهعنوان محور اصلی مدرنیته است.
بحران حوزه عمومی در غرب؛ فروکاستگی سیاست به اقتصاد در اندیشه سیاسی هاناآرنت
دوره 13، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 149-164
https://doi.org/10.30465/os.2023.43057.1861
سیدعلی مرتضوی امامی زواره، اباصالح تقی زاده طبری
چکیده بحران حوزه عمومی یا مقوله پایان سیاست از مباحثی است که در اندیشه سیاسی غرب در سال های اخیر مورد توجه فراوان اندیشمندان قرار گرفته است. عدم تمایل به شرکت در انتخابات، بی اعتمادی به حکومت و سیاست و کاهش دانش سیاسی از پدیده هایی به شمار می رود که سبب مراجعه دوباره اندیشمندان غربی به مفاهیمی چون سیاست، حوزه خصوصی و ارتباط آنها با هم شده است. در این نوشتار ابتدا اندیشه سیاسی هانا آرنت در باب جایگاه حوزه عمومی و حوزه خصوصی به عنوان پایه و مبنای تئوریک مورد بحث قرار می گیرد و در ادامه جلوه بیرونی این اندیشه و اثراتی که بر جامعه غرب داشته، بررسی می شود. سیاست مدرن غرب آنطور که هانا آرنت می اندیشد، استقلال خود را از دست داده است و در معنای جدیدی ظاهر شده است، معنایی که آن را وابسته به اقتصاد و به تعبیر دیگر حوزه خصوصی می نماید.در عصر مدرن، آن گونه که آرنت مورد تأکید قرار میدهد سیاست با اقتصاد پیوند وثیقی برقرار کرد و ذیل آن تعریف شد.
خداوند به عنوان «پدر آسمان» یا «روح آسمان» کندوکاوی بر تحلیل ماکس وبر از شکلگیری تصویر خداوند در تمدن چین و فلسطین باستان
دوره 13، شماره 1، خرداد 1401، صفحه 181-197
https://doi.org/10.30465/os.2023.42839.1857
ابوالفضل مرشدی
چکیده فلسطین باستان و چین باستان دو منطقهای بودند که در آنها دو دین به لحاظ تاریخی مؤثر، ظهور یافتند: در یکی آیین یهودیت و در دیگری آیین کنفوسیوس. در این دو آیین، دو تصویر از خدا و دو الگوی رابطة انسان با خدا وجود دارد که به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر مسیرهای متفاوت تاریخی دو تمدن فلسطین باستان و چین عمل کردند: در چین تصور از خداوند به صورت «روح آسمان» و در یهودیت باستان به صورت «پدر آسمان» ظهور یافت. ماکس وبر که مطالعات تطبیقی گستردهای درباره ادیان جهانی داشته، هر چند از «استقلال نسبی» ایدههای مذهبی سخن میگوید اما شکلگیری این دو تصویر از خدا را بیتأثیر از ساختارهای اقتصادی و سیاسی این دو تمدن نمیداند. در این نوشتار قصد داریم تحلیل وی از زمینههای سیاسی و تاریخی این دو تمدن و نقش این عوامل در شکلگیری دو تصویر از خداوند و شکلگیری دو نوع پیامبری در این دو تمدن را ارائه نماییم. در این میان، نقش پیامبران بنیاسرائیل و آموزههای آنها در ایجاد تصویری شخصی از خداوند به عنوان «پدر آسمان» و نقش ادیبان و آیین کنفوسیوس در چین در ایجاد تصویری غیرشخصی از خداوند به عنوان «روح آسمان» را در کانون توجه قرار میدهیم.
تحلیل و بررسی سوالِ آیا کانت ایدهآلیسم است؟ با تکیه بر آراء نیچه و شوپنهاور
دوره 12، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 213-234
https://doi.org/10.30465/os.2022.38079.1776
سید حسن فلسفی طلب، جمال سروش
چکیده وجه تمایز ایدهآلیسم کانت با ایدهآلیسم جزمی و مادی در نقد اول بطور کامل مشخص است. یک نوع ایدهآلسیم دیگر که کانت به انکار آن میپردازد؛ ایدهآلیسم اِشکالی (problematic)(صوری) است که علم انسان به جهان خارج را به واسطهی همین تجربه درونی و مفاهیم میداند که آنهم نیازمند استدلال به شیوه تحلیلی است. کانت در مقابل این ایدهآلیسم، بحثِ ایدهآلیسم استعلایی را پیش میکشد، هر چند بطور کلی با ایده آلیسم صوری یا اِشکالی و روش آن موافقت کامل دارد. سوال اساسی در اینجاست که وجه تمایز انواع ایده آلیسم های مختلف در چه موردی است؟ و وجه برتری از آن کدام نوع است؟ و دلایل این برتری در چه جنبه های است؟ در این مقاله به جنبه های برتری ایده آلیسم استعلایی بر ایده آلیسم مطلق می پردازیم، در عین حال مشکلات جدیدی که دراین باب بوجود می آید را بیان نموده ایم؛ همچنین شوپنهاور و نیچه نقدهای برندهای در بحثِ فی نفسه دارند که در این پژوهش به آنها پرداخته شده است، بخصوص نیچه که معتقدست کانت یک نوع بازی در این مطلب انجام داده است. در تحلیل نهایی به نتیجه رسیدم که کانت علی رغم همه موضوعاتی که برای وجه تمایز خود با ایدهآلسیم جزمی و اِشکالی ارائه می دهد؛ در باب اعتبار شناخت و تبین وجودات خاص خارجی با مشکلات جدی مواجه میشود.
نگاهی به امردینی درنسبت با امرسکولار و امر عرفی بازخوانی امر سکولار در روایت بیژن عبدالکریمی
دوره 10، شماره 2، اسفند 1398، صفحه 233-252
https://doi.org/10.30465/os.2020.4956
سیدجواد میری
چکیده در عالم معاصر یکی از مهمترین مباحث، موضوع سکولاریسم است و بسیاری از فلاسفه در این حوزه دست به تأملات جدی زدهاند و در این مقاله که نقدی بر کتاب پرسش از امکان امر دینی به قلم بیژن عبدالکریمی است ما رویکرد او در این اثر را مورد نقد و بررسی قرار داده ایم. بیژن عبدالکریمی یکی از پیشروترین و پرکارترین فیلسوفان معاصر ایرانی است که تلاش کرده است ژانری خلق کند که هم در حوزه آکادمیک با مخاطبان خویش به گفتوگو نشیند و هم در حوزه عمومی حضور یابد و هم در مجموع بتواند بنیانهای فلسفی و چارچوبهای نظری انحطاط تمدنی ایران را مورد نقادی جدی قرار دهد تا از قِبل آن بتوان راهکارهایی عملی برای برونرفت از وضعیت کنونی را بازآفرید. البته نادرست خواهد بود اگر پروژه عبدالکریمی را تنها محدود به ایران یا جهان اسلام بدانیم، زیرا یکی از وجوه غالب در تفکر او «انسان معاصر» است و بسیاری از بحثها و ایدههای وی در طی این سالها معطوف به «وجه جهانی» انسان روزگار کنونی است. غفلت از این وجوه نوعی جفا در فهم پروژه اصلی اوست. اما نخستین پرسشی را که باید مطرح نمود این پرسش به ظاهر بدیهی است: پروژه فکری عبدالکریمی چیست؟
تاثیر فیشته از واقعیت موثر ماکیاولی در سیاست و فراروی از آن در سپهر اخلاقی
دوره 14، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 241-266
https://doi.org/10.30465/os.2024.45907.1923
مصطفی عابدی جیقه
چکیده سیاست برای فیشته یکی از مهمتری مسائلی است که رد پای آن تقریبا در همه دورههای فکریاش قابل مشاهده است. او در دوره ینا کتاب مهم بنیادهای حق طبیعی و در دوره برلین مقاله درباره ماکیاولی و کتاب خطابههایی به ملت آلمان را در فلسفه سیاسی مینویسد. سیاست نظری فیشته در گسستی که ماکیاولی میان مبانی متافیزیکی با سیاست نظری ایجاد میکند منطق خود را به دست آورده و نظریهای فلسفی برای سیاست تدوین میکند. مسأله اساسی نوشتار حاضر این است که نشان دهد چگونه فلسفه سیاسی فیشته در دوره ینا برای اینکه قابل فهم شود بدون درک فلسفه سیاسی ماکیاولی ممکن نیست؟ نگارنده در این مجال سعی میکند تا با روش توصیفی – تحلیلی توضیح دهد که فیشته با اینکه جهان اخلاقی را غایت مناسبات سیاسی میدانست، اما از بسیاری جهات در سیاست پایبند منطقی است که ماکیاولی در سیاست ایجاد میکند. او با تاثیرپذیری از ماکیاولی مناسبات سیاسی را بر پایه واقعیت موثر معنی میکند و با بنیادی دانستن سیاست در تکوین آگاهی، خودآگاهی و ابژکتویته همانند ماکیاولی برای سیاست نقش تکوینی قائل میشود و با اعتقاد به اینکه استبداد سیاسی نقش کانونی در تعین قانون اساسی دارد مطلق خود را به شهریار ماکیاولی نزدیک میسازد.
