غرب شناسی بنیادی
نوع مقاله: علمی-پژوهشی

کارکرد استعاره در یادگیری ازدیدگاه ویتگنشتاین : یک تبیین نظام مند

دوره 14، شماره 1، شهریور 1402، صفحه 119-146

https://doi.org/10.30465/os.2023.46100.1922

محمد پندآموز، احمد سلحشوری، پرویز شریفی درآمدی، ایراندخت فیاض، فریبرز درتاج

چکیده هدف این پژوهش با تحلیل مفاهیمی مرتبط با یادگیری در نوشتار ویتگنشتاین و نمونه هایی از استعاره های مشهور و مهمی که وی در آثار خود به قصد عینیت بخشی به مفاهیم آورده به بررسی کارکرداستعاره در تحقق « یادگیری در عمل» پرداخته و نقش استعاره به عنوان « حلقۀ واسط» در شناخت مورد بررسی قرار دهد. روش حیث هدف کاربردی و رویکرد کیفی و به شیوۀ تحلیلی می باشد. از نظر ویتگنشتاین استعاره فراتر از ابزاری بلاغی و به مثابه حلقۀ رابط قابلیت برانگیختن روشن سازی ذهن یادگیرنده را به سوی تحقق یادگیری مطلوب دارد. در آثار ویتگنشتاین استعاره به مثابه گونه ای امکان و چهارچوب برای درک صورت های زندگی و بستر ساز توافقی که در آن یادگیری در عمل روی می دهد قابل شناخت ا ست. استعاره ها جهانی بر ساخته از بازی های زبانی خلق می نمایند؛ برآمده از صورت های زندگی که معلم و فراگیر در آن به فهمی متقابل دست می یابند یادگیری را ممکن می سازد. استعاره های ویتگنشتاین عامل زمینه ساز عینیت بخشی به مفاهیم، بستر ی لازم برای الگوهای آموزشی است که یادگیری را از رهگذر توافق دربافتار صورت های زندگی به شیوه ای اثر بخش پیش می رانند.

واکاوی در مفاهیم و مولفه‌های واسازی دریدا در نسبت با معماری

دوره 15، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 119-157

https://doi.org/10.30465/os.2025.48668.1974

نادیا انصاری، فریده آفرین، سعید مقیمی

چکیده در این پژوهش انواع تعامل‌های جریان فلسفی واسازی با معماری را مطالعه می‌کنیم. پرسش‌های اصلی پژوهش این است:‌ چگونه و با چه نسبت هایی واسازی و معماری ارتباط می‌یابند؟ چه مولفه‌هایی از واسازی در معماری کاربست پذیر است؟ چگونه و بر اساس چه مفاهیم یا مضامینی از ‌فلسفه واسازی بازنگری در الگوهای سنتی معماری ممکن می‌شود؟ با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه تفسیر می‌کوشیم به پرسش‌ها پاسخ دهیم. نتیجه اینکه از مؤلفه‌های برجسته حاصل برقراری نسبت معماری و واسازی می‌توان به متافیزیک حضور، تفاووت، ردپا، حاضربودگی، منع بازنمایی، پارادوکس‌ها، اشاره کرد که اغلب کاربردی در معماری داشته است. تکه‌تکه شدن و گسستگی، ابهام و چندگانگی، بر هم زدن انتظارات مرتبط با مصالح و بافت پیچیدگی زمانی و مکانی؛ بازتفسیر متنی با زیرسوال بردن قراردادهای هنجاری و قرار دادن در بافت‌های جدید، از جمله پیشنهادهای این پژوهش برای اجرای واسازی در معماری سنتی است. ترکیب معماری سنتی ایرانی-اسلامی با نظریه واساز به ایجاد فضایی پویا و چندلایه منجر می‌شود که مرزهای سنتی فرم، عملکرد و ساختار را به چالش می‌کشد. این رویکرد، با به چالش کشیدن الگوهای سنتی، ساختارها و سازه‌های پیشین، در معماری کمک می‌کند درک عمیق‌تری از تنوع و پیچیدگی فرهنگی و تاریخی بسط واسازی در معماری داشته باشیم.

فردیت به مثابه بنیاد قانون؛ روایت تولد دولت مدرن

دوره 16، شماره 1، آبان 1404، صفحه 119-146

https://doi.org/10.30465/os.2025.52254.2050

هادی صالحی، عماد صفر نژاد بروجنی

چکیده این مقاله به تبارشناسی مفهوم دولت مدرن از رهگذر تحلیل نسبت میان «فردیت» و «قانون» می‌پردازد. پرسش اصلی آن است که چگونه قانون مدرن، به‌مثابه ساختاری خنثی و آزادی‌بخش، بر بنیان فردی تهی از هر معنای متافیزیکی شکل گرفت. در فصل نخست، با تکیه بر آرای هانا آرنت و مارتین هایدگر، نسبت میان «اصل آغاز» و «کرانه‌مندی عمل» بررسی می‌شود و نشان داده می‌شود که قانون، حاصل تنش میان آزادی و محدودیت در بستر در-جهان-بودگی انسان است. فصل دوم، با تمرکز بر سیر گذار از پولیس یونانی به امت مسیحی، تحول قانون از نوموس به قانون الهی را صورت‌بندی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه بحران‌های سیاسی و پاسخ‌های تراژیک، زمینه‌ساز درونی‌شدن قانون و فردیت شدند. در فصل سوم، با تحلیل تأثیر نومینالیسم و کوگیتو، فرد به‌مثابه بنیان دولت مدرن معرفی می‌شود؛ فردی که در عین بنیادبودن، تهی از ذات است و همین تهی‌بودگی، امکان شکل‌گیری قانونی خنثی، بی‌طرف و امکان‌بخش را فراهم می‌کند.

بدین ترتیب، مقاله نشان می‌دهد که دولت مدرن، برخلاف دولت‌های پیشین که متکی بر غایت‌های متعالی یا نظم‌های طبیعی بودند، بر بنیاد آزادی رادیکال و ناشناختنی فرد شکل گرفته است؛ آزادی‌ای که قانون مدرن، به‌جای جهت‌دهی، صرفاً از آن محافظت می‌کند.

نظریة بازی‌های زبانی ویتگنشتاین: یک نظرگاه فلسفیِ پست‌مدرن دربارة زبان

دوره 2، شماره 1، اردیبهشت 1390، صفحه 87-100

بیت‌الله ندرلو

چکیده نظریة بازی‌های زبانی (the theory of language games)، محوری‌ترین بحث فلسفة متأخر لودویگ ویتگنشتاین (1889 - 1951)، فیلسوف اتریشی‌‌تبار انگلیسی، است. این نظریه در تقابل با نظریة تصویری زبان، که هستة فلسفة متقدم ویتگنشتاین است، بسط یافته است.
براساس نظریة تصویری، زبان صرفاً یک کارکرد دارد: تصویرگری واقعیت. ما می‌توانیم با شناخت حقیقت زبان، حقیقت جهان را دریابیم. درواقع، نظریة اخیر اساساً نمایندة یک دیدگاه مدرن دربارة زبان است. درمقابل، طبق نظریة بازی‌های زبانی، زبان پدیده‌‌ای چندبعدی است، ازاین‌رو، نمی‌توان آن ‌را از دیدگاهی ذات‌گرایانه دریافت. درواقع، زبان پیکره‌ای از بازی‌های‌ زبانی ـ کارکردهای زبانی، متفاوت است. هریک از این بازی‌های‌ زبانی با شکلی از زندگی منطبق است. بنابراین، فهم یک بازی زبانی مستلزم شرکت در آن شکلی از زندگی است که بازی زبانی مورد نظر در بستر آن واقع می‌شود. نظریة بازی‌های زبانی اساساً یک دیدگاه فلسفی پست‌مدرن دربارة زبان است. هدف ما در این مقاله تحلیل ابعاد گوناگون مدعای اخیر است.

بررسی تحلیلی مسأله شهود عقلی در کانت و فیشته

دوره 7، شماره 1، خرداد 1395، صفحه 89-110

زهره معماری، سید حمید طالب‌زاده

چکیده یوهان گوتلیب فیشته مدعی بود تنها کسی است که روح فلسفۀ کانت را دریافته و به آن وفادار است. بااین‌حال، در برخی از اساسی‌ترین مسائل، موضع او درظاهر مخالف با کانت به‌نظر می‌رسید، به‌همین‌دلیل با نقدهای جدی مواجه شد، ازجمله امکان «شهود عقلی» برای انسان که کانت آن را انکار می‌کند، اما فیشته آن را بنیاد آگاهی می‌داند و تصریح می‌کند که بدون شهود عقلی امکان حصول آگاهی برای انسان منتفی است. فیشته ازیک‌سو اظهار می‌کند که شهود عقلی مورد‌نظر او و کانت دو مقولة متفاوت‌اند، یعنی اشتراک لفظی دارند و ازسوی‌دیگر، اظهار می‏کند که کانت در این مسئله با او هم‌رأی است. علاوه‌بر آن‏که در نقد دوم، بنابر مقتضیات عقل عملی، شهود عقلی را مجاز می‏داند، فحوای بسیاری از عبارات او در نقد اول نیز مؤید امکان آن است. شارحان درمورد نسبت میان کانت و فیشته در این مسئله اتفاق رأی ندارند. برخی نظر فیشته را مخالف کانت می‌دانند و برخی دیگر میان آن‌ها اختلافی نمی‏بینند. در نوشتار حاضر نخست از پیچیدگی‌های این بحث در نظام کانت و فیشته سخن گفته می‌شود؛ سپس نمونه‌ای از ادلة موافقان و مخالفان مطرح می‌شود؛ و درپایان تحلیل نگارنده درباب نبود اختلاف میان آنان بیان می‏شود.

ضرورت خیرهای اولیه و مسئلة بی‌طرفی

دوره 3، شماره 1، اردیبهشت 1391، صفحه 95-107

سیدرضا موسوی

چکیده جان رالز در نظریة خود دربارة عدالت، در حالی که پردة جهل در وضع نخستین را موجب نادیده‌گرفتن تمامی اطلاعات، مقام، موقعیت سیاسی و اجتماعی، و ویژگی‌های روان‌شناختی نمایندگان می‌داند، در چنین وضعی وجود خیرهای اولیه را ضروری می‌داند. علاوه‌‌بر آن، ضرورت مزبور به نظر وی ناقض بی‌طرفی و انصاف در وضع مذکور نیز نیست. در این مقاله، ضرورت مذکور تبیین و بی‌طرفی خیرهای اولیه واکاوی خواهدشد. به‌نظر می‌رسد که بی‌طرفی مذکور چندان که رالز می‌گوید قابل دفاع نیست.

حقیقت و اراده معطوف به قدرت به منزله هنر

دوره 10، شماره 2، اسفند 1398، صفحه 97-122

https://doi.org/10.30465/os.2020.5207

سید علیرضا رضوی‌زاده، بیژن عبدالکریمی، علی مرادخانی

چکیده ایده اصلی تفکر نیچه مفهوم ”اراده معطوف به قدرت“ است که به عنوان بدیلی در مقابل تفکر متافیزیکی مطرح می‌گردد. تفکر نیچه پیام‌آور تفسیر نوینی از ساحت حیات فردی و اجتماعی انسان در جهان کنونی است. نقد رادیکال نیچه به سنت تفکر متافیزیکیِ تاکنونی این است که این سنت به نیهیلیسم منجر گردیده است. همین نقد در تحلیل آخر زمینه‌های ظهور معنای تازه‌ای از مفاهیم شناخت و حقیقت را فراهم ساخته است. نیچه با بازگشت به سپهر اندیشه یونان باستان و با عنایت به مفهوم صیرورت و شدن، شناخت را کوبیدن مُهر اراده معطوف به قدرت بر واقعیت می‌داند و به تبع آن حقیقت نه دیگر چون امری ثابت و مطلق که چونان وجهی تولیدی، متکثر و به مثابه افسانه‌ای سودمند از جهت رفع امورات انسانی و با عملکردی تنظیمی تلقی می‌گردد. اراده معطوف به قدرت در مقام هنرمند با بازگشت به طبیعت، چیرگی بر خود و با قدرت آفرینش‌گری خویش بر نیهیلیسم فائق آمده، عناصر سازنده حیات و زندگی را قوام می‌بخشد و به زندگی آری می‌گوید. حقیقت در چنین معنایی چیزی جز اراده معطوف به قدرت نیست.

دریفوس و تاریخ فلسفی هوش مصنوعی

دوره 5، شماره 1، اردیبهشت 1393، صفحه 103-128

محمدحسین محمد‌علی خلج

چکیده این مقاله برای ارائة روایتی تاریخی از تحولاتِ هوش مصنوعی در قرن 20 و 21 از نظرگاهی فلسفی، سه دوره را از هم جدا کرده است: 1. تسلطِ پارادایم نمادی؛ 2. بازگشت به پیوندگرایی؛ 3. ظهور حیات مصنوعی. مدعای اصلی مقاله آن است که هم بازگشت به پیوندگرایی و هم ظهور حیات مصنوعی، نقدهای دریفوس بر رویکردهای پیشین در هوش مصنوعی را تأیید می‌کند. به باور دریفوس یک نگرشِ اتمیستی ـ فورمالیستی به ذهن، دانش، و هستی، پشتوانۀ اصلیِ پارادایم نمادی است. شکستِ هوش مصنوعی نمادی در صوری‌سازیِ فهمِ هرروزه و چرخش به سوی نگرشی کل‌گرایانه در پیوندگرایی مؤیدِ نقدهای دریفوس است. همچنین حیات مصنوعی با بدن‌مندانه و موقعیت‌مند دانستنِ شناخت موضع وی را تأیید می‌کند. با این وجود، حمایت واپسین دریفوس از هوش مصنوعی هیدگری و این ادعا که این جریان، هستی‌شناسیِ هیدگری را در آزمونی تجربی قرار می‌دهد قابل نقد است. همچنین همراه با ارزیابی نقد دریفوس نشان داده می‌شود که وی از نقد فلسفی هوش مصنوعی به نقدِ کلِ فرهنگ و اندیشۀ غربی پل می‌زند و نشان می‌دهد که برای اصالت‌دادن به فهمِ تئوریک و فراموشیِ جهان انسانی، خطرِ پیشِ روی این فرهنگ ظهور انسان‌هایی با فهمِ ماشینی و نه ماشین‌هایی با توانایی‌های ورای انسانی است

غایت مندی به مثابه ی اصل بنیادی پیوند عقل و فاهمه

دوره 9، شماره 1، اردیبهشت 1397، صفحه 103-127

هادی سالاری، یوسف نوظهور

چکیده کانت برای فهم جهان شئونی قائل است و هر شأنی را ناظر به قوه­ای منحصر در نفس انسان می­داند که عبارتند از قوه شناخت، قوه میل و قوه لذت و الم . هر یک از این قوا متعلق به منبع شناختی است که  قانون­گذار قوه تحت خود است؛ یعنی فهم، عقل و حکم. همچنین هر یک از این قوا، هرچند از حیث کارکرد متفاوت و متمایز از دیگری است ولی اصلی وحدت­بخش همه آنها را به یکدیگر پیوند زده است. کانت درصدد است  رابطه­ی فهم و عقل را به واسطه­ی قوه حکم و اصل بنیادین آن؛ یعنی اصل غایت­مندی توجیه کند. در این مقاله نشان می­دهیم که با توجه به نقشی که این اصل در اندیشه کانت ایفا می­کند، قوای شناختی آدمی را نمی­توان همچون جزیره­هایی مستقل از هم در نظر گرفت، بلکه به نوعی می­بایست یکپارچگی آنها را تأیید کرد.

بررسی انتقادی مفهوم آزادی از نظر آیزایا برلین

دوره 5، شماره 2، آبان 1393، صفحه 105-135

محمد مشکات، محسن فاضلی

چکیده آیزایا برلین فیلسوف و مورخ اندیشه‌ها از سرشناس‌ترین و برجسته‌ترین لیبرال‌های دوران معاصر است که تقریر او از دو مفهوم آزادی سررشتۀ بحث‌های سیاسی و اجتماعی و اخلاقی مرتبط با آزادی است. مفهوم آزادی از کلیدی‌ترین آرای او و به‌نوعی مرکز ثقل اندیشه‌های اوست. به نظر او، آن‌چه در انسان اهمیت ویژه دارد و حتی انسانیت انسان در گرو آن است قدرت انتخاب و گزینش‌گری اوست و آزادی از این جهت اهمیت ویژه می‌یابد که میدانی برای انتخاب انسان‌ها فراهم می‌آورد. در تمام جنبه‌های اندیشۀ برلین از جمله پلورالیسم ارزشی، رد جبرگرایی تاریخی، رد آرمان‌شهرگرایی و دفاع از دموکراسی (البته دموکراسی‌ای که جنبه‌های منفی آن به دست نیروهای روشن‌فکر و نقاد محدود و کنترل می‌شود) رد پای آزادی‌محوری و دغدغۀ دفاع از آن قابل درک و محسوس است. در این مقاله، ابتدا سعی می‌شود مفهوم آزادی مثبت و منفی از نگاه برلین تبیین شود و سپس جنبه‌‌‌های مختلف آن با نگاه نقادانه مورد بررسی قرار گیرد.

تأملی بر طبیعت‌گرایی مک‌داول

دوره 6، شماره 1، اردیبهشت 1394، صفحه 105-119

سعیده کوکب

چکیده مسئلة اصلی در این مقاله تبیین و توضیح شرایطی است که جان مک‌داول برای تحقق شناختی عینی، یعنی تحقق وضعیتی که در آن فعالیت عقلانی ما پاسخ‌گو به واقعیت است، تعیین می‌کند. با توضیح این شرایط، در واقع راه‌حل مک‌داول برای حل مسئلة معرفت‌شناختی ارتباط ذهن و جهان و به عبارت دقیق‌تر نسبت تفکر و جهان روشن می‌شود. بدین ‌جهت نظریات مک‌داول در دو محور مطرح می‌شود: اول تحلیل درمان‌گرانة او دربارۀ علل ایجاد این مسئله و دوم نظریات ایجابی او که بیان‌گر طرز تلقی خاص او از جهان، ذهن، طبیعت‌گرایی در فلسفة ذهن و جایگاه تجربه در نظام توجیه است.

استعمار و هژمونی آن: نگاهی به نظام بازنمایی غرب

دوره 8، شماره 1، تیر 1396، صفحه 105-126

عارف نریمانی، محمدعلی پرغو

چکیده استعمار غربی که در طی قرون متوالی، به عنوان بخشی جدایی­ناپذیر از تاریخ جدید غرب و تاریخ جهان بوده است، دارای مبانی فکری مسلط و هژمونی و گفتمانی غالب برای خود می­باشد که نه تنها بر­انگیزاننده­ی عمل استعمار است، بلکه در تشدید و تداوم آن نیز تأثیر زیادی داشته است. استعمار به صورت عمیقی در رابطه با تفکری است که با ایجاد تقابل­ها و تمایزات دو شقی بین خود و دیگری، با تعریف خود و دیگری، و کسب هویت از این راه، خود را در موضعی والا قرار می­دهد. بر مبنای چنین رابطه­ای، انسان غربی در موضعی قرار می­گیرد که در تفکر مسیحی به عنوان رستگاری شناخته می­شود و در دوران جدید این رستگاری دینی جای خود را به مفاهیم جدید برآمده از متافیزیک عصر جدید می­دهد. بر این اساس، استعمار که به سلطه­ی غربی و اروپایی بر دیگری منفی می­انجامد به عملی موجه و همسو با طرح کلان تاریخی بدل می­شود. در این مقاله این جنبه از استعمار با روش تحلیلی – انتقادی به بررسی گذاشته شده است. آنچه از مباحث مطرح به دست آمده، بر همسویی عمل استعمار و ایستار­های آن با مبانی متافیزیکی و فلسفه­ی تاریخ حاکم دلالت دارد که به معنای اثبات فرض عمده­ی آغازین می­باشد.  

فهمِ حقیقت ناپایدار و نسبت آن با خلق اثر هنری نزد دریدا

دوره 12، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 105-131

https://doi.org/10.30465/os.2022.39157.1786

شراره تیموری، شمس الملوک مصطفوی، مریم بختیاریان

چکیده در حالی که اغلب فیلسوفان بر این مسأله‌ تأکید دارند که ما چگونه یکدیگر را می‌فهمیم، دریدا با پافشاری بر پیچیدگی‌های نوع خاصِ فهم ما، بر این مسأله که ما چرا و چگونه یکدیگر را نمی‌فهمیم، تمرکز دارد. از نظر دریدا ما در این جهان در گونه‌ای تعلیق مدام قرار داریم که مانع فهم کامل ما از حقیقت آن می‌شود. حقیقتی که نه تنها ناپایدار است، بلکه در هنرها امری به غایت ناپایدارتر است. این در حالی است که این ناپایداری و تعلیق در فهم حقیقت، ضمن آنکه خود لازمه‌ی خلق اثر هنری است، به آن امکان یگانگی، بی‌همتایی و بی‌بدیل بودن نیز می‌بخشد. بدون آن، اثر هنری به فرمولی ریاضی‌وار تبدیل می‌شود که همگان قادر به انجام آن خواهد بود. لذا این پژوهش درصدد است بررسی ‌کند که چگونه هر برداشتی از اثر هنری، اتفاقاً خود به ناپایداری بیشتر در فهم و در حجاب فروماندگی حقیقت منجر خواهد شد و چگونه مخاطب اثر در مشارکتی فعّال و دائمی، هیچ‌گاه از تفسیر اثر رهایی نخواهد یافت. دو اصل مهمی که هنر و خصوصاً هنرهای معاصر برای دوام و بقا به آنها نیاز مبرم دارد و دقیقاً به همین دلیل است که شکوفا می‌شود‌.

بازشناسی مفهوم قدرت در اندیشۀ فوکو

دوره 3، شماره 2، آبان 1391، صفحه 107-127

هیرش قادرزاده، هادی نوری، عباس نعیمی

چکیده هدف اصلی مقالۀ حاضر بازشناسی نوع نگاه فوکو به مقولۀ قدرت و ماهیت آن است. او از آبشخورهای فکری اندیشمندانی چون هایدگر، فروید، مارکس، و به‌خصوص نیچه بیش‌ترین تأثیر را پذیرفته است. فوکو با بدیل روش‌شناختی خود در قالب روش‌های دیرینه‌شناسی و تبارشناسی و با مفاهیمی مانند گفتمان و اپیستمه، که بیش از همه محصول فکری خود اوست، تأثیری پردامنه در اغلب قلمروهای اندیشه و اندیشمندان هم‌دوره و پس از خود بر جای گذاشت. مسئلۀ اصلی در تبارشناسی این است که چگونه انسان‌ها، با قرارگرفتن در درون شبکه‌ای از روابط قدرت و دانش، به سوژه و اب‍ژه تبدیل می‌شوند و روش دیرینه‌شناسی شیوۀ تحلیل تاریخی نظام‌های فکری یا گفتار است. وی قدرت را منحصراً در اختیار شخص، گروه، و یا طبقه‌ای نمی‌داند که آن را به صورت یک‌طرفه اعمال کنند. از نظر فوکو، قدرت چنین نیست که در دست حاکمان و در تملک شخصی آنان باشد، بلکه حالت رابطه‌ای و شبکه‌ای دارد که مانند سلسله اعصاب در جامعه پخش می‌شود. قدرت از نظر وی ماهیت نرم‌افزاری دارد و مشاهده‌شدنی نیست. به باور فوکو، قدرت لزوماً با ابزار خشونت‌آمیز اعمال نمی‌شود بلکه یک سخنرانی، نوار کاست، کتاب، اندیشه، و نظایر آن می‌توانند منابع قدرت باشند. این نمود از مظاهر قدرت، که در همة سطوح جامعه پخش شده است، اگر به وحدت برسد، چنان نیرویی به‌وجود می‌آورد که هیچ ارتشی را یارای مقابله با آن نیست.

هم‌سنجه‌ناپذیری در اندیشة توماس کوون

دوره 4، شماره 2، آبان 1392، صفحه 107-130

سعید طبی ممتاز

چکیده یکی از مناقشه‌‌برانگیزترین موضوعات در فلسفة علم توماس کوون، مفهوم هم‌سنجه‌ناپذیری است. مفهومی که کوون ابتدا برای مقایسه میان نظریه‌های جانشین به کار گرفت. هنگامی که کوون این مفهوم را توسعه بخشید افراد زیادی دیدگاه او را به چالش کشیدند و از این رو کوون بر آن شد تا دیدگاه خویش را اصلاح کند، به گونه‌ای که از زمان طرح این مفهوم تا آخرین روایت کوون از آن، می‌توان دو موضع را در اندیشة او یافت که با موضعی انتقالی از یک‌دیگر جدا می‌شوند. در روایت اولیه، مفهوم هم‌سنجه‌ناپذیری با مفهوم پارادایم و انتقال انقلابی میان آن‌ها مرتبط است. به دلیل این‌که هریک از پارادایم‌ها روش‌ها و الگوی مسائل متفاوتی دارند نمی‌توان میان آن‌ها مقایسه و داوری کرد؛ منتقدان چنین دیدگاهی را ناعقلانی یافتند. زیرا اگر هیچ معیاری فراپارادایمی وجود نداشته باشد چگونه می‌توانیم نظریه‌ای را عقلانی بدانیم. کوون با اصلاح دیدگاه خویش در موضع انتقالی تلاش می‌کند که هم‌سنجه‌ناپذیری را با تعین‌ناپذیری ترجمه مرتبط سازد، اما با وجود برخی مشکلات، از این موضع نیز گذر می‌کند و روایت متأخر خویش را مطرح می‌سازد؛ او در موضع متأخر مدعی می‌شود که به دلیل این‌که نظریه‌ها ساختارهای متفاوتی را برای رده‌بندی گونه‌های طبیعی به خدمت می‌گیرند، نمی‌توان واژگان نظریه‌ها را به طور کامل به یک‌دیگر ترجمه کرد.

پوزیتیویسم منطقی و تجربه‌گرایی از دید فریدمن

دوره 2، شماره 2، آبان 1390، صفحه 109-131

حسن فتحی، سکینه غریبی

چکیده پوزیتیویسم منطقی یکی از مکاتب فکری تأثیرگذار در اندیشه‌های مغرب‌زمین در قرن بیستم بوده است و عقیده بر این است که ریشه در تجربه‌گرایی سنتی دارد، اما در سال‌های اخیر دربارة آرای پوزیتیویست‌ها آثاری منتشر شده که حاکی از این واقعیت است که پوزیتیویسم منطقی با تجربه‌گرایی سنتی بسی متفاوت است. تحقیق حاضر به معرفی و بررسی یکی از تفاسیر جدید دربارة پوزیتیویسم منطقی می‌پردازد. کتاب بازنگری در پوزیتیویسم منطقی اثر مایکل فریدمن، اثری است که نویسنده در آن به معرفی و ارائة تفسیر جدیدی از پوزیتیویسم منطقی می‌پردازد. پوزیتیویسم منطقی طبق نظر فریدمن، به‌جای قبول قرائتی تجربی از علم، ضرورت اصول پیشینی غیر تجربی را می‌پذیرد و آن‌ها را «اصول نسبی‌شدة پیشینی» می‌نامد. او معتقد است برخی از پوزیتیویست‌های منطقی شیوة خاص خود را برای بیان اصول و مبانی خود داشته‌اند که بسی متفاوت با تجربه‌گرایی سنتی بوده است.

تفسیر تفکر کنفوسیوسی با تمرکز بر پدیدارشناسی هایدگری با تاکید بر دلالت های تعیلم و تربیتی

دوره 10، شماره 1، شهریور 1398، صفحه 109-128

https://doi.org/10.30465/os.2019.4249

فلورا عسکری زاده، احسان پویافر، سیدجواد میری

چکیده در این مقاله سعی شده تا  بر اساس تفکر هایدگر یک راهِ شرقی؛ یعنی کتاب مکالمات، تفکرکنفوسیوس مورد واکاوی قرارگیرد. بنابراین چند موضوع محوری در اندیشه‌ی هر دو متفکر را برگزیده­ایم و با رویکرد پدیدارشناسانه به آنها می‌پردازیم. پدیدارشناسی-هرمنوتیکی هایدگری را  برای رفتن به سوی "فهمِ هستیِ چیزها" و مجالِ بروز دادنِ به آنها در نظر گرفتیم، تا که "هستیِ" هستنده‌ها  بتواند آشکار شود. با واکاوی چند مفهوم محوری در متن"مکالماتِ" کنفوسیوس نشان می‌دهیم که چه­گونه ارزش‌ها در اندیشه‌ی کنفوسیوسی به مثابه‌ی یک راه شرقی، به دستگاه اخلاقی تبدیل شده­اند و لذا هستی هستنده­ها محصور به هستیِ اخلاقی آنها شده (به این معنا که سیستم اخلاقی مشخص و معینی در جای هستی قرار گرفته و لذا امر انتیکی به جای انتولولوژی­اش نشسته است) و توانش، زیست جهان و موقعیت‌های متکثر را به مخاطره انداخته و گشودگی­های انتولوژیکی را از میان برداشته است. و نهایتاً در حیطه‌ی تعیلم و تربیت سبب شده، گشودگی و راه‌های دیگرگونه مجال بروز نیابند و راه‌های گونه‌گون و نو فروبسته شوند.



[i] . استفاده از واژه­ی تفکر کنفوسیوسی به این دلیل بوده است که  واژه­ی آیین کنفوسیوسی، برای مذهب رسمی در چین -قبل از دوران جدید به­کار برده می­شد، اما تفکر کنفوسیوسی برای آموزه­ها و فضایلی که کنفوسیوس قصد تعلیم آنها را داشت به­کار می­رفته است.

جایگاه ایران و غرب در تاریخنگاری سیدجواد طباطبائی و درونمایۀ سیاسی آن

دوره 13، شماره 1، خرداد 1401، صفحه 109-131

https://doi.org/10.30465/os.2022.42811.1855

علی صالحی فارسانی

چکیده مسئلۀ این نوشتار این است که کلیت فرآوردۀ پژوهشی طباطبائی (در دو حوزۀ ایران و غرب) چه دلالتِ سیاسی برای اکنون ایران­ زمین دارد و پاسخ ­دهی بدان نیز بر پایۀ این پیش­فرض است: تاریخ­نگاری طباطبائی در پرتوی یک منظومۀ فکری قرار می­گیرد که با شناسایی آن می­ توان به دریافت ژرف ­تری از قصد وی در تاریخ­نگاری دست­ یافت که دارای دلالت­ هایی برای اکنون ایران­ زمین باشد.
این کار از رهگذر خوانش میان­ سطریِ اشتراوسی انجام­ و چارچوب نظری نیز پرابلماتیک در معنای آلتوسری آن است. به­ طور دقیق طباطبائی در پیِ ارتقاء حوزۀ شناخت ایران، به یک برنامۀ پژوهشیِ زاینده یا پرابلماتیک است؛ به­ گونه­ ای که فراتر از برداشتِ ایدئولوژی­های خاص باشد و بتوان آن را در حوزه ­های مختلف به­ کاربست.
پرسش اصلی این است که این پرابلماتیک چه دلالت سیاسی دارد؟ وی از مشروطه با عنوان یک نوزائی دوم ناکام یاد می­ کند و می­ کوشد از رهگذر تاریخ­نگاری در دو حوزۀ ایران و غرب، از این ناکامی مانع ­زدائی کند. نظم آرمانی هم­ ارز با آن نیز ناگزیر نمی ­تواند با مؤلفه­ های دولت مدرن ناهم­خوان باشد، با این وجود وی هم زمان هم بر تبار ویژۀ اروپائی این مؤلفه­ ها و هم بر ضرورت سازگاری «نهادسازی و تدوین اصل­ های حقوقی در ساحت حکمرانی» با «هویت تاریخی-فرهنگی» تأکید می کند.

مقایسه دولت در مکتب صدرایی و فایده‌گرایی

دوره 13، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 109-130

https://doi.org/10.30465/os.2023.44786.1894

اکبر غفوری، محمد عابدی، محمد تقی شابلاغی

چکیده دولت به عنوان یکی از مهمترین دغدغه‌های فیلسوفان سیاسی در طول تاریخ بوده است. بررسی مقایسه‌ای رویکرد مکتب متعالیه (صدرایی) و مکتب فایده‌گرایی نسبت به مقوله دولت، هدف اصلی این مقاله است. این پژوهش بر آن است تا تفاوت‌ها و تشابهات دو مکتب متعالیه (صدرایی) و مکتب فایده‌گرایی را نسبت به جنبه‌های مختلف دولت از جمله ضرورت، منشأ، ماهیت و غایت دولت مورد بررسی و مقایسه قرار دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هر یک از این دو مکتب، رویکرد متفاوتی نسبت به مقوله دولت دارند. مکتب متعالیه از نگاه اخلاق‌گرایانه و دینی به دولت می‌نگرد یعنی هدف از ایجاد دولت را خیر اعلا، دستیابی به ارزش‎های الهی و رستگاری آن جهانی انسان می داند. در حالیکه مکتب فایده‌‎گرایی، دولت را از منظر مادی‌گرایانه و منفعت‌طلبانه مورد توجه قرار می دهد. با وجوداین، در رویکرد این دو مکتب نسبت به دولت، تشابهاتی دیده می‌شود، برای مثال هر دو مکتب دولت را ضرورت اجتناب‌ناپذیر می‌دانند؛ یا رویکرد مثبتی نسبت به حکومت اکثریت، چنانچه به استبداد کشیده شود، وجود ندارد. این ملاحظات بیانگر آن است که این تحقیق از نوع توصیفی ـ تحلیلی با رویکردی اسنادی – تاریخی است که بر اساس رهیافت مقایسه‌ای انجام شده و روش گردآوری داده‌ها کتابخانه‌ای است

هردر و ناسیونالیسم فرهنگی

دوره 9، شماره 2، آبان 1397، صفحه 111-132

صدیقه میرزایی، علی مرادخانی

چکیده از جمله مباحث مطرح در تفکر هردر، ناسیونالیسم است. ناسیونالیسم را در مقابل نگاه جهان‌وطنی روشنگری قرار می‌دهند که بر اساس آن، همه‌ی انسان‌ها تحت حاکمیت عقل، باید به شیوه‌ی معینی، جنبه‌های مختلف زیست خود را تنظیم کنند. در مقابل این نگاه روشنگری، ناسیونالیسم مورد حمایت متفکرانی قرار گرفت که عمدتاً در جریان رمانتیسیسم جای داشتند. ناسیونالیسم در پی احیا و به رسمیت شناختن واحدهای اجتماعی‌ای بود که تحت حاکمیت قدرتمند واحد، از تسلط بر سرنوشت خویش محروم می‌شدند. گرچه تلقی هردر از ناسیونالیسم با معنای سیاسی آن تعارضی ندارد لیک مقاله بر آن است که تلقی اواز ناسیونالیسم، فرهنگی است. این مقاله در صدد طرح و بیان این معناست.

بررسی تطبیقی هرمنوتیک فلسفی از نگاه علامه جعفری و گادامر

دوره 4، شماره 1، اردیبهشت 1392، صفحه 113-133

عبدالله نصری

چکیده بررسی نحوة رخداد و تحقق فهم، موضوع هرمنوتیک فلسفی است. در جهان غرب، هیدگر و گادامر از جمله اندیشمندانی هستند که در این زمینه، آرای ویژه‌ای دارند. درمقابل، برخی فیلسوفان به مطالعة روش و فهم متون پرداخته‌اند و از شلایر ماخر گرفته تا هرش و ریکور، راهکارهایی برای فهم متن ارائه کرده‌اند. مباحث مربوط به روش فهم، هم در مباحث علم اصول و هم در بحث‌های تفسیری مورد توجه اندیشمندان اسلامی قرار گرفته است، اما بحث از نحوة تحقق فهم کم‌تر مورد توجه آن‌ها قرار گرفته و تا حدودی در لابه‌لای مباحث معرفت‌شناسی فیلسوفان و عارفانی چون مولوی مطرح شده است. محمدتقی جعفری از جمله متفکران اسلامی است که در بحث‌های گوناگون، به‌ویژه مباحث معرفت‌شناسی، آرای خاصی را مطرح کرده است. در این مقاله، ابتدا آرای وی در این زمینه، به لحاظ هرمنوتیک فلسفی بازخوانی شده و سپس با آرای گادامر، فیلسوف معاصر، مقایسه خواهد شد. از آن‌جا که گادامر، بحث‌های مهمی در باب هرمنوتیک فلسفی مطرح کرده، برآنیم پس از بازخوانی دیدگاه علامه جعفری، با اشاره به آرای گادامر در زمینة عوامل مؤثر در تحقق فهم، مانند پیش‌داوری‌ها، زبان، تاریخ‌مندی، و امتزاج افق‌ها، مشترکات و وجوه اختلاف نظر این دو متفکر را در بحثی تطبیقی، مورد بررسی قرار دهیم.

پیامدهای تفسیر سابجکتیو هگل از اخلاق ارسطویی

دوره 6، شماره 2، آبان 1394، صفحه 115-132

سید مجید کمالی، محمد مشکات، یوسف شاقول، سعید بینای مطلق

چکیده در این مقاله، قرائت هگل از اخلاق ارسطویی ذیل دو مفهوم بنیادی «سعادت» و «فضیلت» و پیامدهایی که بر این قرائت مترتب است، بیان می‌‌شود. در تفسیر هگلی، این دو مفهوم نسبت به تلقی کلاسیک ارسطویی کارکردی اجتماعی تر و در عین حال تعینی سابجکتیو به خود می‌‌گیرند، تا از این طریق فرد و اجتماع در روندی دیالکتیکی در چهارچوبی فضیلت مند به خیری یگانه که همان آزادی است، دست یابند. اصالت و به یک معنا تقدم اندیشه سیاسی در نظام فلسفی هگل، نیازمند دستگاهی اخلاقی است که بتواند فراتر از طبیعت گرایی اخلاقی ارسطو عمل کرده، مناسبات و اقتضائات حیات بیرونی اجتماعی و سیاسی را تبیین کند. چنین است که در اندیشه هگل، سعادت و فضیلت اگرچه همچون نظام اخلاقی ارسطو واجد اهمیت بی بدیلی هستند، وظیفه ای فراتر از تعلیم و تربیت افراد می‌‌یابند. در این پژوهش نشان داده می‌‌شود که هگل با استخدام دو مفهوم بنیادی اخلاق ارسطویی، یعنی سعادت و فضیلت در چهارچوب کلی نظام فکری خود، زمینه را برای دگردیسی معنایی این مفاهیم فراهم می‌‌آورد.

نقد عقل مدرن با رویکردی زنانه نگر

دوره 8، شماره 2، بهمن 1396، صفحه 115-134

مریم صانع پور

چکیده عقل انسانبه عنوان وجه تمایز وی از حیوانات، اصلی ترین عامل شکل دهندة تمدن بشری بوده  است و محرومیت  از عقل به منزله محرومیت از حضور در فرآیند تمدن بشری تلقی می شود. در اسطوره های یونان باستانیعنی اولین زمینه های فرهنگی غرب زنان موجوداتی غیرعقلانی و احساسی توصیف می شدند.این طرز تلقی با فیثاغوریانکه بنیانگذاران فلسفهیونان بودند ادامه یافت و سپس  در تاریخ فلسفة غرب تا  دوره روشنگریپیش رفت. به این ترتیب حوزة اجتماعی دوره روشنگری به مردان، و حوزة خانوادگی به زنان اختصاص یافتو عقل  مردانه یکه تاز عرصه تمدن شد.با تولد و گسترش جنبش های فمینیستی فیلسوفان زنانه نگر پا به عرصة تفکر گذاشته اند و عقل مردمحور مدرن را مورد نقادی قرار داده اند.. ایشان به بازخوانی تفکر فلسفی پرداخته اند تا زنان را از حاشیه به متن حیات انسانی وارد کنند وبا ورود  عقل مادرانه به نظریه پردازی ها و سیاستگذاری های اجتماعی، مهربانی و صلح را به جامعه بشری بازگردانند. در این مقاله پس از تحلیل عقل مذکر و نقادی آن توسط فیلسوفان زنانه نگر  راهکارهای نظریه پردازان فمینیست  تحلیل و ارزیابی می شود، و در نهایت معیارهایی برای  عقلانیتارائه می شود که از آسیب دوگانه انگاری انسا ن ها به عنوان سوژه / ابژه ، من / دیگری، اصلی / فرعی، در امان باشد و طرحی همدلانه برای حیات انسان دراندازد.

کثرت‌‌گرائی جان هیک و مشکلة غرب در مواجهه با مسئله تعارض ادیان

دوره 1، شماره 1، اردیبهشت 1389، صفحه 117-134

امیر صادقی

چکیده مسئلة تعارض ادیان همزمان با عصر جدید به‌عنوان مسأله‌‌ای فلسفی در سپهر اندیشة معاصر مطرح شده که فراخور دیدگاه اندیشمندان مختلف پاسخ‌‌های متفاوتی دریافت کرده است. این نوشتار نگاهی انتقادی به یکی از این پاسخ‌‌ها که توسط جان هیک، فیلسوف معاصر انگلیسی، مطرح شده است، دارد. تلاش این مقاله بر آن است ضمن پرهیز از دوباره‌گویی دلایل اصلی ناکارآمدی این پاسخ را بیان و از مناظر معرفت‌‌شناسانه، تجربی، فلسفی و الهیاتی انتقادات بنیادی وارد بر آن را بیان کند و نشان دهد که برای مواجهه با فرهنگ‌‌های مختلف نمی‌‌توان اصول اساسی آن‌ها را نادیده انگاشت و در صورت چنین رویکردی با چه چالش‌‌هایی مواجه خواهیم شد.

جلال آل‌احمد، غرب‌زدگی و ضرورت بازگشت به سنت

دوره 1، شماره 2، آبان 1389، صفحه 119-146

بیژن عبدالکریمی

چکیده این مقاله در صدد است تا دریافت جلال آل‌احمد از معنا و مفهوم «غرب و غرب‌زدگی»، تلقی او از علل و ریشه‌های پدیدار تاریخی غرب‌زدگی و نیز فهم وی از سنت و دلایل ضرورت بازگشت به سنت را، که نقشی اساسی در شکل‌گیری فضای ذهنی (پارادایم) تفکر اجتماعی ما ایرانیان در دورة معاصر ایفا کرده‌اند، به‌خصوص در قیاس با بصیرت‌های بنیادین متفکر معاصر، سید احمد فردید، مورد نقد و بررسی قرار دهد. پارادایمی که پس از گذشت حدود نیم‌قرن از زمان ظهور آن بر ذهن و اندیشه و فضای اجتماعی جامعة ایرانیان غلبه دارد.