غرب شناسی بنیادی
نویسنده = محسن ساربان نژاد

تئورگی و تجربۀ زیباشناختی: صورت‌بندیِ هنریِ امر قدسی در سنت بیزانسی

دوره 16، شماره 2، بهمن 1404، صفحه 39-65

https://doi.org/10.30465/os.2026.53306.2076

محسن ساربان نژاد، حسن بلخاری قهی

چکیده این پژوهش به تحلیل رابطۀ میان «تئورگی» و «تجربۀ زیباشناختی» در سنت فلسفی ـ دینی بیزانس می‌پردازد؛ رابطه‌ای که در آن زیبایی نه صرفاً مقوله‌ای ادراکی یا هنری، بلکه نحوه‌ای از حضور قدسی و رویدادی هستی‌شناختی است که در بستر آیین و تجلی تحقق می‌یابد. در این چارچوب، تئورگی به‌منزلۀ کنشی آیینی ـ فلسفی، صورت حسی پیوند میان عالم معقول و محسوس تلقی می‌شود و از رهگذر آن، زیبایی به مرتبه‌ای از مشارکت وجودی و شهود قدسی ارتقا می‌یابد. پژوهش با روش تحلیل فلسفی ـ تأویلی و بر پایۀ مطالعۀ اسنادی و متنی انجام شده و رویکردی کیفی و تطبیقی میان متافیزیک نوافلاطونی، الهیات مسیحی و نظریۀ زیبایی در سنت بیزانسی اتخاذ می‌کند. در فلسفۀ بیزانسی، مرز میان هنر، آیین و متافیزیک از میان برداشته می‌شود؛ زیرا هر سه بر مبنای اصل تجلی و نظریۀ هم‌حسیِ کلی استوارند. آیین‌های کلیسایی نه‌تنها مناسک دینی بلکه میدان‌هایی برای ظهور و مشارکت در زیبایی الهی‌اند؛ و ادراک هنری، فعلی تئورژیک است که تجربه حسی را به سطح تأمل و شهود متافیزیکی ارتقا می‌دهد. نوآوری مقاله در تبیین «زیباشناسی تئورژیک» به‌منزلۀ بنیانی فلسفی برای فهم هنر قدسی است؛ رویکردی که می‌تواند درک معاصر از نسبت میان هنر، آیین و امر متعالی را بازاندیشی کند.