غرب شناسی بنیادی
1. نقدِ نقدهای هایدگر بر سوژة دکارتی

منیره طلیعه بخش؛ مهدی معین زاده

دوره 11، شماره 1 ، بهار و تابستان 1399، ، صفحه 167-191

http://dx.doi.org/10.30465/os.2020.5528

چکیده
  خوانش رایج سوژة دکارتی، آن را به­منزلة نقطة عطفی در«خودبنیادی» انسان درنظر گرفته است. بخش مهمی از فلسفة قرن بیستم به تأسی از هایدگر، بالاترین اهتمام خود را نقد سوژة دکارتی تعریف کرد؛ گویی سوژة دکارتی عامل اصلی انحراف مسیر فلسفه از لحاظ کردن وجود بماهو وجود بوده است. بسیاری منتقدان بحران­های مدرنیته را مولود خودبنیادی سوژة ...  بیشتر

2. بررسی مفهوم خودبنیادی و متافیزیک تجدددر تفسیر هیدگر از اندیشة هگل

حسین رستمی جلیلیان؛ رضا سلیمان حشمت

دوره 4، شماره 1 ، بهار و تابستان 1392، ، صفحه 43-62

چکیده
  در این مقاله می‌کوشیم تا تفسیر هیدگر از مفهوم «خودبنیادی» و «متافیزیک تجدد» در اثرش «مفهوم تجربة هگل» بر اساس یکی از مواجهه‌‌های او با اثر سترگ و تاریخ‌ساز هگل یعنی پدیدارشناسی روح بیان شود. بدین منظور، نقد هیدگر به هگل در پرسش از مطلق، مفهوم خودبنیادی، و حضور یا ظهور مجدد مطلق، غایت و فرجام فلسفة او به عنوان ...  بیشتر