نوع مقاله : علمی-پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار فلسفه، گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی،دانشگاه یاسوج،یاسوج،ایران
2 گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه یاسوج،یاسوج، ایران
3 کارشناسی ارشد فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی،دانشگاه یاسوج،یاسوج، ایران
چکیده
تجربه در اندیشه هایدگر نه بهعنوان فرآیندی صرفاً حسی یا ذهنی، بلکه بهعنوان نحوهای از بودن انسان در جهان مطرح میشود. هایدگر با محوریت مفهوم دازاین (Dasein)، تجربه را بهعنوان گشودگی وجودی انسان نسبت به هستی و جهان توصیف میکند. وی ساختار صوری پرسش از وجود را در قالب سه مؤلفه اصلی: موضوع پرسش، مرجع پرسش، و مقصد پرسش تبیین میکند و نشان میدهد که تجربه، همواره در چارچوب فهم و تفسیر بنیادین انسان از هستی رخ میدهد. همچنین ضمن مقایسه هرمنوتیک وجودی هایدگر با هرمنوتیک کلاسیک، نشان میدهد که هایدگر فهم را از سطح بازسازی نیت مؤلف فراتر برده و به سطحی وجودی ارتقا میدهد. همچنین، با نقد متافیزیک غربی و برجستهسازی مفهوم «فراموشی وجود» به تحلیل نقش تجربه در آشکارسازی حقیقت هستی پرداخته میشود. هایدگر زمانمندی، جهانمندی، و در-جهان-بودن را ساختارهای بنیادین دازاین میداند که تجربه انسان را در پیوندی عمیق با افق تاریخی و وجودی قرار میدهد. در نهایت، مقاله نتیجه میگیرد که تجربه از منظر هرمنوتیک وجودی هایدگر، نه تنها امری شناختی یا حسی، بلکه یک فرآیند وجودی است که در آن انسان از طریق فهم و تفسیر، به آشکارسازی حقیقت هستی و معنای خود و جهان میپردازد.
کلیدواژهها