غرب شناسی بنیادی
کلیدواژه‌ها = اگزیستانسیالیسم

بررسیِ «تنهایی اگزیستانسیال» در دنیای مدرن و روش‌های مواجهه با آن با تکیه بر آراء «اروین یالوم»

دوره 9، شماره 1، اردیبهشت 1397، صفحه 1-22

مهسا امیری، امیرعباس علیزمانی

چکیده در اگزیستانسیالیسم معاصر از چهار دغدغه یا دلواپسی غایی سخن به میان می­آید که سبب دلهره و اضطراب آدمی می­شود. این دلواپسی‌ها عبارتند از آزادی، پوچی، مرگ و تنهایی. آدمی به دنبال امنیت در بیغوله­ی این دلواپسی­هاست. در این مکتب فلسفی و ادبی، فرد انسانی به عنوان فاعلی آگاه شناخته می­شود که در تجربه­ی هستی و لمس معنای وجود، به طور بی­واسطه با حقیقت زندگی رویارو شده و پوچی و بی­معنایی زندگی خود را در می‌یابد، آنگاه با تکیه بر پاسداشت گوهرِ "آزادی" و با استفاده از امکان گزینش و انتخاب، هدفی برای خود برگزیده و بدین شکل به سلسله رویدادها و حوادثی که "زندگی" نامیده می­شود، معنا و مفهوم می­بخشد. اروین یالوم در راستای این تفکرات سعی نموده دغدغه‌های وجودی  از جمله تنهایی را که منجر به مشکلات و اختلال در زندگی می‌شود را بررسی کرده و برای آن‌ها راه حل‌هایی بیابد. در این نوشتار برآنیم با بررسی چیستی و انواع تنهایی، روش‌های مقابله با این معضل را با تکیه بر رویکرد اگزیستانسیالیستی ارائه کنیم.

زمینه‌ها و پیشینة فلسفه‌های اگزیستانس و برخی برداشت‌‌های ناصواب

دوره 2، شماره 1، اردیبهشت 1390، صفحه 39-54

ناژین صفوی‌مقدم

چکیده اگزیستانسیالیسم یکی از مکاتب فلسفی است که بخش بزرگی از فلسفة معاصر را دربر می‌گیرد. فیلسوفان اگزیستانسیالیست بر هستی انسان همچون گونه‌ای متمایز از هستی دیگر هستندگان تأمل می‌کنند و با دقت به این تمایز، هستی انسان را «وجود» یا existence می‌نامند. آن‌ها درصدد نشان‌دادن تفاوت میان وجود یا بودنِ انسان در این دنیا با سایر اشکال هستی‌اند. در نتیجه، به تحقیق در شیوه و شکلِ‌بودنِ انسان در دنیا و بررسی مباحث وجودی و حالات او ناچارند.
ضمن این‌که این رهیافت بسیار مورد توجه اندیشمندان آن عصر و پس از آن قرار گرفت، می‌توان سورن کی‌یر‌کگارد را با تأملات اساساً دینی، در برابر فلسفۀ منطقی و اصول عقلانی هگل، آغازگر اگزیستانسیالیسم خواند و از گابریل مارسل، کارل یاسپرس، مارتین هایدگر، و ژان پل سارتر در مقام نمایندگان اصلی این مکتب نام برد.
شایان توجه است که فیلسوفان اگزیستانس از نظام‌سازی و ارائۀ فلسفۀ سیستماتیک پرهیز کردند و با وجود تنوع افکار فلسفی در این حوزة وسیع، که بعضاً باعث کج‌فهمی‌هایی شده، شیوۀ فلسفه‌ورزی مشترک و آغاز و تأکید آن‌ها بر انسان به جای طبیعت، آن‌ها را ذیل عنوان اگزیستانسیالیست گرد می‌آورد.