تحلیل انتقادی لایبنیتس از دوگانهانگاری دکارتی با تأکید بر نظریهی هماهنگی پیشینبنیاد
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 اسفند 1404
https://doi.org/10.30465/os.2026.53940.2090
کامیار پورعالی
چکیده چکیده
این پژوهش به تحلیل انتقادی پاسخ متافیزیکیِ لایبنیتس به بحران دوگانهانگاری دکارتی و مسئلهی ارتباط نفس و بدن میپردازد. دکارت با تعریف جوهر جسمانی بهمثابهی «امتداد محض»، شکافی وجودشناختی میان ذهن و ماده پدید آورد که تبیین تأثیرگذاری مستقیم میان آن دو را دشوار ساخت. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که لایبنیتس با نقدِ فیزیکِ هندسیِ دکارتی و جایگزینی «امتداد» با «نیرو»، تلقی تازهای از جوهر عرضه میکند: واقعیتِ بنیادی نه جسم ممتد، بلکه وحدتهای بسیطِ بیجزء، یعنی مُنادها، هستند. او از طریق نظریهی هماهنگی پیشینبنیاد، رابطهی نفس و بدن را نه بر اساس تعامل علّی مستقیم، بلکه در قالب تطابقی درونی، موازی، و ازپیشتنظیمشده تبیین میکند. نتیجهی پژوهش آن است که لایبنیتس نه با ترمیم دوگانهانگاری، بلکه با بازتعریف مفهوم جوهر و بازصورتبندی نسبت ذهن و جهان، از افق دکارتی فراتر میرود. از این منظر، اندیشهی او را باید نه تحویل امر رئال به ایدئال، بلکه چرخش از وجودشناسیِ «ماده=امتداد» به متافیزیکی مبتنی بر وحدت، نیرو و ادراک دانست.
