گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، شهر رشت، ایران
10.30465/os.2026.54314.2098
چکیده
مفهوم «فهم مشترک» یا آنچه که غالبا به عنوان «عقل سلیم» شناخته میشود در طول تطور تاریخی خود دچار چندگانگی و چندپهلویی مفهومی و معنایی شده است. این مفهوم با پارادوکسی بنیادین روبروست. از سویی بهعنوان مجموعهای از «بدیهیات» جهانشمول و غیرقابلتردید تلقی میشود و از سوی دیگر، مطالعات تاریخی و جامعهشناختی آن را پدیدهای «برساخته» و وابسته به زمینههای مختلف میدانند. این مقاله با هدف تبیین این معما، استدلال میکند که سیر تحول مفهوم عقل سلیم نه مسیری تکاملی، بلکه صحنه تقابل پارادایم های متخاصم است: «بنیاد یقینی»، «سازه شبکهای» و «برساخته قدرت». با بهرهگیری از روش تحلیل تاریخی-انتقادی و با تمرکز بر متون کلیدی فیلسوفانی چون مور، ویتگنشتاین و فوکو، نشان داده میشود که هر پارادایم با عریان ساختن ناتوانیهای پارادایم پیشین و انکار بنیادهای آن، خود را بهعنوان رویکردی معتبر تحمیل کرده است. یافته کلیدی مقاله نشان میدهد که رابطه بین این پارادایمها نه بر اساس سنتز، بلکه بر پایه «منطق انکاری» و «تقابل گفتمانی» استوار است. در نتیجه، عقل سلیم یک «میدان نبرد» دائمالتحرک است که اقتدار آن نه از حقیقتی پیشینی، بلکه از پیروزی موقت یک گفتمان در این نبرد سرچشمه میگیرد.